الشيخ محمد حسن المظفر ( مترجم : سپهري )
43
دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسي )
كنند ؛ زيرا كه ابو بكر پيرمردى ترسو و ضعيف بود بدون آنكه ثروت و ياور و شوكتى داشته باشد . چطور مىشود تصور كرد كه امكان برخورد و نزاع با او وجود نداشته است ؟ تمام اين امور حاكى از آن است كه در مورد خلافت ابو بكر اجماع بوده است و هيچ نصّ و حكم روشنى دربارهء خلافت ديگرى در كار نبوده است ، و على ( ع ) نيز چون او را شايستهء خلافت و مردى عاقل ، بردبار ، اهل مدارا و شيخ اسلام ديد با او بيعت نمود . هدف اصحاب از اين امر كسب قدرت و زعامت نبود ، بلكه آنان قصد اقامهء حق و قوام بخشيدن به شريعت را داشتهاند ، تا آنكه تمام مردم به اسلام گرايش يابند . اين هدف با خلافت ابو بكر حاصل مىشد ، لذا زمام امور را به او سپردند و او را در برپا داشتن حق يارى كردند . اين ، مذهب درست ، و حق آشكارى است كه اكثريت مردم بدان معتقدند و رسول اكرم ( ص ) فرمود : « عليكم بالسواد الأعظم » « بر شما باد اكثريت . » و اما دلايل عقلى او مبنى بر خلافت على ( ع ) : دليل اوّل ، وجوب عصمت امام است كه ما توضيح داديم كه نه عقلا واجب است و نه شرعا . و جواب دليل دوّم ، آن است كه مطابق آنچه ذكر شد لازم نيست كه قبلا از امام معصيتى سرنزده باشد . و جواب دليل سوّم ، عدم وجوب نص است . زيرا اجماع در اين گونه موارد مانند نصّ است و جواب چهارم همانطور كه ذكر شد اين است كه واجب نيست امام از ديگران برتر باشد . و اين در صورتى است كه برترى على - كرّم اللَّه وجهه - ثابت شود ، و جواب پنجم اين است كه صفاتى از قبيل زهد ، علم ، شجاعت و ايمان در سه خليفهء ديگر وجود داشته است و دارا بودن حدّ اعلاى اين صفات براى امام - در صورتى كه در حفظ حكومت تواناتر باشد - لازم نيست . من مىگويم : در پاسخ به دليل اوّل بايد بگوييم : چنان كه روشن خواهد شد در مورد خلافت على ( ع ) نصّ وجود دارد ، و در مورد بيعت ابو بكر هم اجماعى صورت نپذيرفت ؛ زيرا رئيس قبيله خزرج و اطرافيانش تا پايان عمر ابو بكر حاضر به بيعت نشدند . همچنين على ( ع ) كه سرور و اسوهء مسلمانان بود و به فرمودهء پيامبر ( ص ) ، حق همواره همراه او بود نيز با ابو بكر بيعت نكرد تا آنكه به خانهء او هجوم بردند و اقدام به آتش زدن خانه كردند كه در اينباره در مطاعن ابو بكر صحبت خواهد شد . زبير نيز بيعت نكرد تا آنكه شمشيرش را شكستند و به زور او را گرفتند و مقداد نيز بيعت نكرد تا آنكه او را زدند . همين طور گروه ديگرى از بهترين مسلمانان ، مانند سلمان ، ابوذر ، عمار ، حذيفه ، بريده و ديگران كه